حسن حسن زاده آملى

238

هزار و يك كلمه (فارسى)

آخر آيه‌اى كه از پيغمبر شنيده آن را آخرين آيه منزله دانسته و آنچه بعد از آن نازل شده در نظر نداشته ولى چون آيه الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ كه در سوره مائده است به اتّفاق در حجة الوداع يعنى دو ماه و نيم قبل از رحلت پيغمبر نازل شده و سوره إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ دلالت مىكند براينكه خدا به پيغمبر خبر رحلت او را مىدهد بايد سوره مائده و اذا جاء از آخرين سوره‌ها باشد و نازل شدن چيزى بعد از آن معلوم نيست و موافق اين قول احاديثى وارد شده است . مقدارى از سور قرآن كه قبل از هجرت پيغمبر نازل گرديده مشهور مكّى گويند و آنها كه بعد از هجرت نازل شده مدنى خواه در شهر مكه و مدينه نازل شده يا در سفرها و قراى ديگر . قرآن را پس از اينكه بر آن حضرت نازل مىگرديد به امر او مىنوشتند و اين نويسندگان را كاتب وحى مىگويند و مردم از روى آن نسخه مىگرفتند و از حفظ مىكردند و درس و تعليم قرآن در زمان پيغمبر مهمترين مشاغل بود و آنحضرت هركس را بدعوت قومى مىفرستاد با قرآن مىفرستاد و امر مىفرمود كه قرآن بر آنها بخواند و بشنيدن آيات قرآنيه مردم دور و نزديك ايمان مىآوردند بزرگتر و مهمتر از همه مصعب بن عمير بود كه به دعوت به شهر مدينه آمد قبل از هجرت آن حضرت و سبب رسوخ ايمان در اهل مدينه و غلبه اسلام گرديد و حضرت مىفرمود ليؤمّكم اقرؤكم يعنى هركس كه بيشتر قرآن محفوظ دارد امام شما باشد و بدين وسيله مردم در ضبط و حفظ قرآن مسابقت مىكردند . چون قرآن در حيات خود حضرت پيغمبر در معرض زياد شدن بود زيرا كه پيوسته وحى نازل مىگرديد ، تمام شدن و جمع آن البتّه بايد بعد از رحلت آن حضرت صورت پذيرد اول كسى كه لزوم آن را دانسته متصدى جمع قرآن گرديد حضرت امير المؤمنين على بن ابيطالب بود چنان كه علماى اهل سنت نيز نقل كرده‌اند و در كتاب الاتقان سيوطى نوع هيجدهم از كتاب مصاحف ابن اشتر نقل مىكند به اين مضمون كه حضرت امير المؤمنين بعد از رحلت پيغمبر قسم ياد كرد ردا بر دوش نيفكند تا تمام قرآن را جمع كند و در مصحف او ناسخ و منسوخ را نوشته بود ابن سيرين گويد نوشتم و آن كتاب را از مدينه طلب كردم و نتوانستم